خرید بک لینک
هر چه دلم را خالی می کنم باز هم پر می شود از تو ، چه برکتی دارد دوست داشتنت . . .

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:12

سر زیبایی چشمات دعوا شده است

بین ماه و من و اساتید هنر....

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:12

چه بی اندازه می خوامت چقد زود عاشقم کردی تو از تو خلوت شب هام یه دنیا بغضو کم کردی چه بی اندازه درگیره نگاه آسمونیتم چه تو خواب و چه بیداری به دنبال نشونیتم یه دنیا از تو ممنونم برای این همه شادی چه سرشارم از عطر تو تو به من زندگی دادی چه بی اندازه خوشحالم جهان مال منه امشب کسی خوشبختی ما رو بهم نمی زنه امشب چه بی اندازه آرومم چشات از عشق لبریزه ببین امشب برای ما چقد خاطره انگیزه واسه این عشق رویایی یه دنیا از تو ممنونم تو هم حس منو داری تو چشمات اینو می خونم چه بی اندازه می خوامت چقد زود عاشقم کردی تو از تو خلوت شب هام یه دنیا بغضو کم

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:11

روزگاری در پی خود بودم! غرق تنهاییم.... احساسی در خودم داشتم سایه دخترکی که از دور ب مدت چهارسال حسش میکردم نا آشنا و غریبه گاهی اوقات باهام حرف میزد ولی هم باز تنها بودم روزگار من گذشت تا اینکه دخترک بهم نزدیک شد نمیدانستم: شک داشتم که دخترک انسان است مدت اندکی است که باهاش کمی از اوقات فراقتم را سپری کرد تا فهمیدم این دخترک انسان نیست بلکه فرشته ای هست که خدا برایم از آسمان فرستاده است خدایا روزی هزاران بار تو را شکر میگویم که این عشق شیرین رو بهم هدیه کردی.

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:11

خیلی دوستت دارم... ایقد تو خوبی. و بینقص... که زمان هم ب ما حسادت میکند... نمیدانم چرا زمان در دقیقه ها و ثایه هایی کوتاه محو میشود نمیدونم این شکایت را ب که گویم! خدا یا زمان؟ ما در دست سرنوشت. سرنوشت در دست زمان.زمان در دست خدا! نکند بگویم پارتی بازی در بیاورند با من بدتر کنند!!؟ نمیگویم! بگذار وقتی پیشش هستم تمام عمرم را بکند 1ثانیه. باز هم راضیم...........

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:11

ثریا تو معمایی هستی که تا آخر عمرم نمیتونم حلت بکنم!!!....

برچسب: نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:11

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید… اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید…. اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید… اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید… اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید… اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید? مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

برچسب: چرا؟,چرا؟ محض ارا,خدایا چرا؟,جوانان چرا؟,آخه چرا؟,خدا چرا؟,میدونی چرا؟,کافه چرا؟,دروغ چرا؟,واقعا چرا؟, نویسنده: حسین صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:10

صفحه بندی